عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس: تنظيم سند رسمي خودرو وظيفه نيروي انتظامي نيست

خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۲۶/۰۵/۸۹‬

تهران - عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي گفت: تنظيم سند رسمي نقل و انتقال خودرو در حيطه وظايف نيروي انتظامي نيست،اين كار براساس قانون بايد در دفاتر اسناد رسمي انجام شود.

موسي قرباني روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار اجتماعي ايرنا با اشاره به لايحه جرايم راهنمايي و رانندگي افزود: تنظيم سند خودرو، امتيازات حقوقي براي مردم دارد و از بسياري از دعواها و اختلافات ناشي از فقدان سند رسمي جلوگيري مي‌شود.

وي با بيان اينكه تاكنون در كشور ما نقل و انتقال خودرو با تنظيم سند انجام شده است، تاكيد كرد: بايد در كشور به دنبال اين باشيم كه ديگر كارها نيز با تنظيم سند رسمي انجام شود و بهترين مكان براي رسيدگي به اين امور، دفاتر اسنادرسمي‌اند كه از جايگاه حقوقي برخوردارند و در اين امر متخصص هستند.

قرباني با اشاره به اينكه نظر كميسيون قضايي مجلس نيز در اين خصوص همين بوده است و اساسا طبق قانون و همچنين لايحه‌اي كه دولت به مجلس آورده بايد نقل و انتقال خودرو با تنظيم سند رسمي انجام شود، افزود: اين كميسيون براي تاكيد بيشتر بر تنظيم سند ماده ‪ ۳۰‬را بر لايحه دولت اضافه كرد كه اين ماده در صحن علني حذف شد اما شوراي نگهبان مجددا به دليل ابهام در تنظيم سند رسمي ايراد گرفته است، كه اين موارد رفع خواهد شد.

عضوكميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد: نقل و انتقال خودرو در زمان حاضر براساس قانون با تنظيم سند رسمي و از سوي دفاتر اسنادرسمي در كشور انجام مي‌شود.

قرباني گفت: حكم قانوني در وضعيت فعلي اين است كه تنظيم سندرسمي نقل و انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمي انجام شود.

وي با انتقاد از حركتي كه در برخي مراكز تعويض پلاك انجام شده بود، گفت:
با توجه به اينكه هنوز هيچ قانوني تصويب و ابلاغ نشده تابلويي با اين عنوان كه براي نقل و انتقال خودرو به دفاتر اسناد رسمي مراجعه نكنيد، نصب چنين تابلويي در اين مراكز كار درستي نيست.

عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس گفت: هيچ حكمي در كشور مبني بر اينكه نقل و انتقال خودرو در جايي به جز دفاتر اسناد رسمي و بدون تنظم سند رسمي انجام شود، نداريم.

قرباني افزود: نيروي انتظامي چرا بايد بر وظايف و كارهاي خود اضافه كند در حالي كه در مواردي همچون صدور گذرنامه و گواهينامه تلاش براي برون سپاري است.

http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-149/8905256587160029.htm

اسناد خودرو بايد در دفاتر اسناد رسمي تنظيم شود

بنقل از ایسنا

اسناد خودرو بايد در دفاتر اسناد رسمي تنظيم شود
*تنظيم اسناد در دفاتر اسناد رسمي در راستاي كاهش تصدي‌گري دولت است

يك حقوقدان تاكيد كرد: از نظر حقوقي و با توجه به حساسيتي كه قانون‌گذار نسبت به اموال آحاد جامعه دارد، قاعدتا تنظيم اسناد مربوط به نقل و انتقال خودرو بايد در دفاتر اسناد رسمي صورت گيرد.

ناصر چوبدار در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، تصريح كرد: از آن‌جا كه ممكن است در مورد مالكيت، اختلاف ايجاد شود يا اسناد معارض صادر شود و هم‌چنين با توجه به آن‌كه در معامله بايد اهليت طرفين احراز شود، لذا اسناد مربوط به خودرو نيز بايد در دفاتر اسناد رسمي كه مراجعي قانوني هستند، تنظيم شود.

وي افزود: اگرچه ممكن است تنظيم سند انتقال مالكيت خودرو در دفاتر قدري وقت‌گير باشد اما با توجه به تبعات منفي عدم تنظيم سند در دفاتر اسناد رسمي، بهتر است كه اين كار در دفاتر اسناد انجام شود.

اين وكيل دادگستري خاطرنشان كرد: براي ثبت اسناد خودرو و تنظيم سند در مراجعي غير از دفاتر اسناد رسمي بايد ساز و كار قانوني آن ايجاد شود كه به نظر مي‌رسد چنين ساز و كاري را نتوان به زودي ايجاد كرد و بنابراين با توجه به حساسيت قانون‌گذار نسبت به دارايي‌هاي مردم، بايد نقل و انتقال خودرو نيز در دفاتر اسناد رسمي ثبت شود.

چوبدار به نكته‌اي ديگر در اين زمينه اشاره كرد و گفت: تنظيم اسناد در دفاتر اسناد رسمي در راستاي اجراي سياست‌هاي كلي اصل 44 و كاهش تصدي‌گري دولت است. بر همين مبنا بايد گفت كه حذف تنظيم اسناد خودرو از دستور كار دفاتر اسناد رسمي و گذاشتن اين وظيفه بر عهده‌ نيروي انتظامي، به نوعي مغاير با سياست‌هاي كلي است.

وي هم‌چنين اظهار كرد: سران دفاتر اسناد رسمي تحصيل‌كردگان رشته حقوق و آشنا به مسائل حقوقي هستند. از باب اشتغال اين قشر تحصيل‌كرده نيز بايد توجه داشت كه اگر تنظيم اسناد نقل و انتقال خودرو از دفاتر اسناد رسمي گرفته شود، مشكلاتي در زمينه‌ اشتغال براي اين افراد به وجود مي‌آيد و از اين جهت نيز شاهد تبعاتي منفي خواهيم بود

از برکات مشاوران املاک متخصص در زمینه تنظیم مبایعه نامه

در مبایعه نامه تنظیمی یکی از مشاوران املاک که سند تنظیمی دلالت بر انتقال حق سرقفلی ملکی بود شرطی در این قرارداد گنجانده شده بود که فروشنده متعهد شد در تاریخ معین دراین دفتر حاضر و نسبت به تنظیم سند صلح و اجاره نامه رسمی اقدام نماید .فروشنده ضمن اخذ تمامی استعلامات و همچنین اخذ رضایت مالک نسبت به حقوق مالکانه طی سند رسمی علی الحده در تاریخ تعیین شده حاضر و ارائه مدارک به دفتر پس از دریافت مدارک پیش نویس سند صلح تنظیم و آماده ثبت شد در این اثناء خریدار به همراه وکیل خود واردشد و وکیل درخواست سند تنظیمی جهت بررسی را نمود و پیش نویس سند صلح به وی ارائه شد و ایشان تقاضای سند اجاره نامه را نیز نمودند که به وی گفته شد تنظیم سند اجاره ای در کار نبوده است که دراین زمان با  اعتراض وکیل مواجه شدم و پشت سر آن اعتراض خریدار و پس از اندکی مشاجره لفظی متعاملین با صدای بلند که وکیل خریدار ادعا می نمود که ما در مبایعه نامه شرط کرده ایم که هم سند صلح تنظیم شود و هم سند اجاره در غیر اینصورت فروشنده می بایست فلان مبلغ خسارت دهد در این زمان غیر از سکوت چاره ای نداشتم چون هرگونه مداخله آتش بپاشده را شعله ور تر می کرد مدتی صبر کردم تا کمی عصبانیت طرفین فروکش کند بعد از وکیل خریدار خواستم تا جلسه ای خصوصی با وی داشته باشم و سپس نتیجه به استماع متعاملین برسد به وکیل خریدار توضیح دادم شرطی که بواسطه جهل مشاور املاک و خریدار در مبایعه نامه گنجانیده اید شرط فاسد می باشد ،شرط فاسدی که مبطل عقد نیست چرا که انجام شرط مذکور   از ناحیه  فروشنده غیرممکن می باشد چرا که اولا فروشنده صاحب حق سرقفلی است و فقط مجاز به انتقال این حق میباشدو ایشان مالک اعیان نمی باشد که اجازه تنظیم اجاره نامه با خریدار راداشته باشد ثانیا رضایت مالک اعیان نسبت به حقوق مالکانه بموجب سند علی الحده در دفترخانه دیگری گرفته شده است و دلیلی بر پافشاری شما براجرای این شرط فاسد وجودندارد و با تنظیم سند صلح  شما قائم مقام فروشنده می باشید و شما می بایست نسبت به تنظیم اجاره نامه جدید با مالک اقدام نمایید ضمنا در سند صلح ضمن العقد متصالح وکیل مصالح قرارداده شده تانسبت به فسخ و الغاء اجاره نامه قبلی و تنظیم اجاره نامه جدید اقدام نماید خلاصه کلی وقت صرف شد تا وی متقاعد شود که فکر می کنم نشد و قراربراین شد تا فرصتی بهم بدهند تا نسبت به این مشکل به توافق برسند و در آنروز دربست در اختیار این آقایان بودیم سند که ثبت نشد هیچ از آن چهار تا گواهی امضاء و برابر اصل هم افتادیم چون هرکس سرو صدای آقایان را می شنید جرات داخل شدن در دفتر رانداشت  این هم از از برکات مشاوران املاک و مجموعه قلی خان خسروی می باشد که در مصاحبه های خود نوشتن مبایعه نامه را در تخصص مشاورین املاک می دانند .

قراردادهاي بيع تنظيمي بنگاه‌هاي معاملا‌تي و ايرادهاي آن

 

بحث يك‌شكل نمودن قراردادهاي بيع كه توسط بنگاه‌هاي معاملا‌تي تنظيم مي‌شود و در عمل مشكلا‌ت فراواني را براي طرفين قرارداد ايجاد نموده، مدت‌هاست نقل محافل حقوقي از جمله دستگاه قضايي كشور است؛ اما تاكنون چنين امري به منصه ظهور ننشسته و همچنان اين قراردادها متعاقدان را گرفتار محاكم مي‌كند.متأسفانه اين نوع قراردادها نه در مرجعي كه مسؤول چاپ و تنظيم آن است، مورد بررسي حقوقي قرار مي‌گيرد و نه متصديان بنگاه‌هاي معاملا‌تي از كوچك‌ترين اطلا‌عات حقوقي برخوردارند.در حقيقت شروط چاپي به متعاقدان تحميل مي‌گردد و طرفين قرارداد تنها زير آن را امضا مي‌نمايند، در حالي كه قسمت شروط قرارداد بايد غيرچاپي و خالي باشد تا طرفين درباره شروط مورد نظر خود توافق كرده و اين موارد را در قرارداد درج نمايند تا اصل آزادي اراده در قراردادها رعايت گردد.

اين نوشتار درصدد بررسي اين موضوع كه قولنامه‌هاي موصوف تعهد به بيع هستند يا خير، نيست.اين مسأله تنها يك بحث نظري است كه استادان حقوق در كتاب‌هاي خويش درباره آن به بحث پرداخته‌اند، وگرنه در محاكم دادگستري هيچ همكار قضايي نيست كه قائل به بيع نبودن اين قراردادها باشد؛ زيرا بيع انعقاد يافته داراي تمامي‌شرايط اساسي صحت معامله، به‌ويژه قصد انشاي بيع بوده و از همان آغاز انعقاد بيع، ثمن و مثمن به مالكيت فروشنده و مشتري درمي‌آيد و تنها ممكن است تأديه بخشي از ثمن و تسليم مبيع مؤجل باشد كه آن هم خللي به عقد بيع وارد نمي‌آورد.ناگفته نماند در سربرگ اين قراردادها از هر عنواني مانند قولنامه، بيع‌نامه و مبايعه‌نامه كه استفاده شده باشد، ماهيت بيع بودن معامله منعقد شده را تغيير نمي‌دهد.جالب اين است كه بعضي بنگاه‌ها در سربرگ قرارداد خود عبارت «مبايعه‌نامه رسمي» را درج مي‌نمايند و از اين رو خريدار گمان مي‌كند كه  صاحب يك «مبايعه‌نامه رسمي» شده است.اين موضوع مبين آن است كه براي گشايش يك بنگاه معاملا‌تي هيچ‌گونه ضابطه‌اي از حيث تحصيلا‌ت و دارا بودن حداقل دانش حقوقي وجود ندارد و بر اين اساس هركس مجوزي از شهرداري اخذ نمايد و اتحاديه مربوط پروانه كسب صادر كند، مي‌تواند يك بنگاه معاملا‌تي راه بيندازد.اين‌گونه قولنامه‌هاي تنظيمي در آينده متعاقدان را با مشكلا‌ت فراواني مواجه نموده و بيع انجام شده را متزلزل مي‌كند.نواقص اين قولنامه‌ها را مي‌توان به ترتيب زير خلا‌صه كرد:

1- در قسمت شروط اين قولنامه‌ها مواردي در قالب بند قرارداد آورده مي‌شود كه با يكديگر تناقض دارند، به‌گونه‌اي كه در يك بند كافه خيارات ساقط مي‌گردد و در بند ديگر حق فسخ براي يكي از متعاملا‌ن در نظر گرفته مي‌شود.به اين ترتيب با حصول اختلا‌ف ميان طرفين عقد، هريك اين بند را به نفع خود تفسير مي‌كنند.به عبارت ديگر، بايع به استناد اين بند از قرارداد دعواي فسخ بيع را طرح مي‌نمايد و خريدار چنين دفاع مي‌كند كه در قسمت شروط قرارداد تمامي‌خيارات ساقط شده و بيع به ‌صورت مطلق منعقد گرديده و هيچ‌كدام از طرفين حق فسخ معامله را ندارند.اين موضوع سبب سليقه‌اي عمل كردن قضات محاكم و صدور رأي بر اين اساس مي‌شود.

به عنوان نمونه، در صورت درج شروط متناقض، مطابق قاعده كلي «النقيضان اذا تعارضاً ساقطاً» هردو شرط ساقط هستند و بيع مطلق فرض مي‌‌شود.بنابراين قاضي طرفدار اين استدلا‌ل دعواي فسخ را مردود اعلا‌م مي‌نمايد.حال چنانچه اسقاط كافه خيارات مقدم بر شرط اعطاي خيار فسخ باشد، گروهي معتقدند شرط مؤخر از آنجا كه آخرين اراده متعاقدان به آن تعلق گرفته، حاكم است و از اين رو بيع را بايد مشروط دانست؛ اما در مقابل، برخي حقوقدانان اين پرسش را مطرح مي‌كنند كه چرا شرط مقدم؛ يعني اسقاط كافه خيارات نبايد حكمفرما باشد و ترجيح هركدام بر ديگري ترجيح بلا‌مرجح است.عده‌اي ديگر نيز معتقدند اگر شرطي چاپ شده و شرط ديگر به صورت دست‌نويس باشد، شرط دست‌نويس مرجح است؛ زيرا 2 طرف با توافق و ظاهر نمودن اراده خويش درحقيقت و به طور ضمني آن شرط چاپي را بي‌اعتبار نموده‌اند.بنابراين بايد شرط دست‌نويس را پذيرفت و اگر هردو چاپي باشند، ساقطند و بيع مطلق است.ملا‌حظه مي‌شود كه در بيشتر موارد متعاملا‌ن و نيز متصديان بنگاه‌ها از مسائل حقوقي اطلا‌ع چنداني ندارند و از سويي امضاي قولنامه بدون مطالعه تمامي‌مطالب درج شده در آن از سوي طرفين قرارداد، مشكلا‌ت فراواني را براي متعاقدان ايجاد مي‌كند؛ ضمن اين كه معامله‌كنندگان رغبتي به استفاده از وكلا‌ و حقوقدانان براي تنظيم قرارداد نشان نمي‌دهند.اين مسائل، نظارت و كنترل و نظام‌مند و يك‌شكل نمودن قولنامه بنگاهي را ضروري مي‌نمايد.

2- در قسمت شروط مبايعه‌نامه‌هاي چاپي چنين شرطي آمده است:«هرگاه يكي از متعاملا‌ن از انجام معامله منصرف شود، بايد مبلغي معين را بابت انصراف به طرف ديگر معامله بپردازد.»

از اين شرط برداشت‌هاي مختلفي توسط محاكم عالي و داني شده و هركدام به ظن خود مبادرت به صدور رأي نموده‌اند.به عنوان نمونه، در يكي از آراي تجديدنظر آمده است:

گنجاندن عبارت «هركدام از متعاملا‌ن از انجام معامله منصرف شود، بايد مبلغي معين را بابت انصراف به طرف ديگر معامله بپردازد» به معناي وجود خيار فسخ نبوده؛ بلكه براي تأكيد و تثبيت معامله و التزام به بيع است.اين استدلا‌ل هم‌اكنون در بسياري از احكام دادگاه‌هاي بدوي به چشم مي‌خورد و حكم وحدت رويه را پيدا كرده است.در حالي كه عقد بيع از عقود لا‌زم است و اگر به صورت مطلق منعقد گردد، هيچ‌كدام از طرفين عقد نمي‌تواند آن را به هم بزند.بنابراين نيازي به گنجاندن وجه التزام براي تثبيت عقد بيع نيست.

اما گروه ديگري از حقوقدانان معتقدند كه ذكر عبارت «از انجام معامله منصرف شود» در اين شرط مبين آن است كه قرارداد انعقاد يافته عقد بيع نبوده؛ بلكه تعهد به بيع است.بنابراين نمي‌توان اشخاص را مجبور به انجام بيع نمود و به‌منظور اجبار اشخاص به بيع نمي‌توان وجه التزامي‌را در نظر گرفت.بدين ترتيب از آنجا كه در قراردادها اصل آزادي اراده حكمفرماست، طرفين مي‌توانند از انجام بيع منصرف شوند و تحت هيچ عنواني نمي‌توان آنها را اجبار به بيع نمود.

عده‌اي ديگر را نيز اعتقاد آن است كه اين شرط اعطاي اختيار فسخ به متعاملا‌ن است و معناي عرفي «انصراف» فسخ مي‌باشد.از اين رو هريك از طرفين كه از اختيار فسخ خويش استفاده نمايد، بايد به طرف ديگر جريمه معين شده در قرارداد را پرداخت كند؛ به شرطي كه اين شرط مؤجل باشد.در غير اين صورت براساس ماده 401 قانون مدني شرط و عقد باطل هستند.

ملا‌حظه مي‌شود كه از اين شرط چاپي برداشت‌هاي متفاوتي صورت گرفته است.

3- يكي ديگر از ايرادهاي قولنامه‌‌هاي چاپي اين است كه براي خيار شرط مدتي تعيين نمي‌شود و همين موضوع سبب مي‌گردد پس از ترقي قيمت ملك، بايع به علت عدم تعيين مدت براي خيار شرط، دعواي ابطال بيع به طرفيت خريدار مطرح نمايد و در اين خصوص دادگاه چاره‌اي جز صدور حكم به ابطال بيع ندارد.

در اين زمينه هم رويه‌هاي مختلفي در آراي محاكم ديده مي‌شود.به عنوان مثال، عده‌اي معتقدند اگر در قرارداد بيع براي پرداخت ثمن و يا تسليم مبيع و يا تنظيم سند رسمي روز معيني مقرر شده باشد، مدت خيار شرط تا آن زمان خواهد بود و در حقيقت خيار شرط مؤجل است.

گروه ديگري نيز اعتقاد دارند كه اين مهلت‌ها تنها براي پرداخت ثمن معامله و تسليم مبيع و تنظيم سند رسمي تعيين شده‌اند و نمي‌توان آنها را به خيار شرط تسري داد و خيار شرط نياز به تعيين مدت جداگانه‌اي دارد، به‌گونه‌اي كه بتوان گفت در قرارداد به‌صراحت براي خيار شرط مدت تعيين شده است.

براي جلوگيري از ارائه اين‌گونه تفسيرها بهتر است در قراردادهاي چاپي به‌صراحت پس از درج خيار شرط، مدت نيز براي آن تعيين و به صورت كتبي نوشته شود؛ چراكه گاه به دليل عدم تعيين مدت براي خيار شرط، خريدار مدعي مي‌شود كه خيار شرط مدت داشته و به شهادت متصدي بنگاه يا دلا‌ل و گواهان امضاكننده زير قرارداد تمسك مي‌جويد كه در بيشتر مواقع نيز مورد قبول محاكم قرار نمي‌گيرد؛ زيرا چنين استدلا‌ل مي‌كنند كه اگر براي خيار شرط مدت تعيين شده بود، به طور حتم در قرارداد ذكر مي‌گرديد و از اين رو شهادت شهود قابل اعتنا نيست.

4- يكي ديگر از مشكلا‌ت موجود در اين قولنامه‌ها عدم تعيين ساعت تأديه قسط ثمن و ارائه چك به بانك است.هرچند اين موضوع در ابتدا ساده به نظر مي‌رسد؛ اما در اينجا به نمونه آرايي اشاره مي‌گردد كه نشان مي‌دهد مسأله به اين سادگي‌ها هم نيست كه فكر مي‌كنيم:

در قراردادي شرط شده بود:«هرگاه يكي از چك‌هاي ثمن معامله برگشت بخورد، معامله منفسخ است.» در روز سررسيد چك، فروشنده ساعت 8 صبح چك را به بانك ارائه مي‌دهد؛ اما به دليل فقدان موجودي، گواهي عدم پرداخت از سوي بانك محال‌عليه صادر مي‌شود.خريدار ساعت 10 صبح همان روز وجه چك را به حساب خويش واريز مي‌نمايد و گواهي بانك را در اين خصوص اخذ مي‌‌كند.

دادگاه در اين باره چنين استدلا‌ل مي‌نمايد كه خريدار ساعت 10 صبح تاريخ سررسيد مبلغ چك را به حساب بانكي خويش واريز نموده و در نتيجه در تاريخ سررسيد، ثمن قابل پرداخت بوده و بايع با اعلا‌م خريدار مي‌توانسته براي وصول وجه چك به بانك مراجعه نمايد؛ اما باوجود اعلا‌م خريدار اقدام به وصول وجه مورد نظر نكرده است.از اين رو مقتضاي حق فسخ بايع فراهم نشده و دعواي فسخ وي مردود مي‌باشد.

دادگاه تجديدنظر نيز اين استدلا‌ل را پذيرفته و دادنامه بدوي را تأييد مي‌نمايد؛ اما شعبه تشخيص عكس اين نظريه را اعلا‌م داشته و چنين بيان مي‌دارد كه ابتداي ساعت اداري بانك در روز سررسيد وجه چك، ثمن معامله بايد در حساب خريدار موجود باشد.در غير اين صورت با برگشت خوردن چك در ساعت اول وقت اداري، حق فسخ براي بايع ايجاد مي‌شود.

با توجه به اين موضوع در صورتي كه در قراردادهاي چاپي قيد گردد:«چنانچه تا آخر ساعت اداري بانك، موجودي در حساب بانكي خريدار نباشد و چك برگشت بخورد، معامله منفسخ است» مشكلي پيش نخواهد آمد.مانند موردي كه ثمن معامله وجه نقد است و خريدار از ابتداي روز معهود تا آخر همان روز براي پرداخت آن مهلت دارد و فروشنده نمي‌تواند مدعي شود كه چون ساعت 8 صبح روز موعود براي دريافت ثمن به خريدار مراجعه نموده؛ اما وي موفق به تأديه مبلغ مذكور نشده است، معامله منفسخ است.

http://www.lawnet.ir/#madani

عضو كميسيون قضايي مجلس: نقل و انتقال خودروها بايد در دفاتر اسناد رسمي انجام شود

عضو كميسيون قضايي مجلس: نقل و انتقال خودروها بايد در دفاتر اسناد رسمي انجام شود

http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-149/8905161678143314.htm

تنظیم سند رسمی خودرو امکان تبانی و سوء استفاده را کاهش می دهد

http://www.notary.ir/default.aspx?page=NewsItemShow&app=News&PageNumber=&docParId=11589&docId=13509

بنقل از روزنامه خبر

ابهامات در خصوص نقل و انتقال خودرو /نفع مردم و ماده 30 لایحه جرائم رانندگی

هفته آینده ماده 30 لایحه نحوه رسیدگی به تخلفات و اخذ جرائم مربوط به حمل و نقل و لزوم تنظیم سند رسمی خودرو که از سوی شورای‌نگهبان به دلایلی همچون عدم الزام به ثبت رسمی و بلاتکلیفی حقوق دولتی به مجلس بازگردانده شد، بار دیگر بررسی خواهد شد. در زمان طرح این ماده در مجلس، 11 نفر از 12 عضو کمیسیون قضایی به آن رأی مثبت دادند و در مقابل مرکز پژوهش‌های مجلس به دو دلیل نیامدن در لایحه دولت و عدم نیاز به ثبت سند رسمی در دفاتر اسناد به دلیل ارائه سند از مرجعی رسمی (پلیس) مخالف این ماده بود. مخالفان همچنین اخذ مبلغ بیشتر در دفاتر رسمی از مراجعین هنگام نقل و انتقال خودرو را دلیل دیگری برای مخالفت با آن دانستند که با توضیحات کانون سردفتران و دفتریاران این موضوع به این نحو حل شده که بیشتر این مبلغ در واقع مالیاتی است که دولت دریافت می‌کند‏؛ به عنوان مثال در معامله یک پراید صندوق‌دار مدل 89، اگر هزینه سند زدن 140 هزار تومان باشد، حدود 80 هزار تومان به عنوان مالیات مستقیم به خزانه دولت واریز‌ خواهد شد، حدود 30 هزار تومان دستمزد ناخالص دفترخانه بوده (که خود شامل مالیات می‌شود) و مابقی حق‌الثبتی است که به واسطه سازمان ثبت اسناد خرج وجوه عمومی (50 درصد مصارف عمومی دولت همچون ساخت راه و پل، 8 درصد شهرداری و 42 درصد هلال احمر) می‌شود. با این حال حذف و یا تأیید آن همچنان سؤالات و مجهولات بسیاری وجود آورده که پاسخی به آن داده نشده است:

1- تکلیف درآمد مالیاتی دولت از محل بیش از یک و نیم میلیون خودرویی که در سال معامله می‌شود و در بودجه امسال نیز پیش‌بینی شده، چه خواهد شد. با توجه به اینکه نمی‌توان متصور بود بتوان این مبلغ قابل توجه را از درآمدهای دولت حذف کرد بنابراین هزینه‌های نقل و انتقال برای فروشنده و خریدار در صورت تغییر مرجع سندزنی، تغییری خواهد کرد؟

2- با توجه به اینکه فعلاً معاملات در بیش از 1800 دفترخانه تهران انجام می‌شود و در مقابل در تهران 6 مرکز تعویض پلاک و با احتساب کرج فقط 8 مرکز وجود دارد، تغییر در روش فوق تا چه اندازه به نفع مردم خواهد بود؟ همچنین بهتر نیست با توجه به تعداد زیاد دفاتر اسناد رسمی و در حومه قرارگرفتن مراکز تعویض پلاک فکری برای دریافت راحت‌تر کردن پلاک همچون پست انجام داد؟

3- با توجه به اینکه در معاملات مختلف همیشه احتمال کلاه‌برداری به اشکال مختلف وجود داشته و اشتباه سردفتر که منجر به کلاه‌برداری شود، باعث شکایت از او می‌شود، این سؤال بوجود می‌آید که آیا شکایت از یک شخص حقیقی از طرف مالباخته زودتر به نتیجه می‌رسد یا شکایت از یک دستگاه دولتی.

4- بسیاری از مواقع با مواردی همچون ارث، توافق شرکا، تعویض مال، شرط‌های ضمن معامله و موارد اینچنینی روبه‌رو هستیم، درصورتیکه تغییری در روش فعلی انجام گیرد، به چنین مواردی چگونه پاسخ داده شده و چطور می‌توان از تحمیل هزینه‌های بیشتر به خریداران و فروشندگان خودرو جلوگیری کرد.

5- اینکه گفته می‌شود ثبت اموال منقول که شامل خودرو نیز می‌شود براساس قانون، اختیاری است و در واقع باید مردم بدون هیچ ‌الزامی مختار باشند که نقل و انتقال خودروی خود را در دفاتر ثبت کنند یا خیر، با توجه به اینکه طبق عرف در میان مردم سند رسمی از ارزشی بیشتر برخوردار است و با توجه به اینکه اگر کسی قصد زدن سند در دفاتر رسمی به دلایلی همچون اطمینان بیشتر، شروط معامله و موارد مختلف اینچنینی داشته باشد، آیا تحمیل هزینه‌ای بیشتر به او محسوب نمی‌شود؟

6- و آخرین مورد، موضوع اصل 44 است که در پی حذف این ماده محل مناقشه شده و نیاز به توضیح بیشتر دارد. آیا می‌توان سازمان زیرمجموعه دولت را بزرگ‌تر از آنچه هست کرد و این مورد می‌تواند تهدیدی برای بخش خصوصی فعلی انجام‌دهنده این کار باشد؟    

http://khabaronline.ir/news-81253.aspx

برنامه پنجم منتظر تعامل مشاوران املاك و سردفتران

موضوعي كه در برنامه پنجم مطرح شد، اين بود كه همه معاملات اعم از رهن، اجاره و خريد و فروش در دفاتر رسمي ثبت شود تا جنبه ثبت رسمي يافته و سوءاستفاده‌اي نتوان كرد؛ ولي در حال حاضر به دليل اين كه معاملات به صورت قولنامه نوشته مي‌شود، جنبه ثبت رسمي ندارد، لذا بايد ثبت آن در دفاتر اسناد رسمي صورت گيرد.

اطلاعیه روابط عمومی کانون سردفتران در خصوص انتشار اخبار مبنی بر "عدم اعتبار مبایعه

اطلاعیه روابط عمومی کانون سردفتران در خصوص انتشار اخبار مبنی بر "عدم اعتبار مبایعه

 های قدیمی در دفاتر ثبت اسناد " طی روزهای اخیر
http://ghalamesalim.blogfa.com/post-240.aspx

لايحه رسيدگي به تخلفات رانندگي
مصوب جلسه مورخ بيست و پنجم خرداد ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و نه مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 9/4/89 شوراي نگهبان مورد بحث و بررسي قرار گرفت كه نظر شورا به شرح زير اعلام مي‌گردد:
1- ماده 2 و تبصره‌‌هاي 1 و 2 آن از اين جهت كه تصريح به شرط وثوق براي افسران و درجه داران نشده است، خلاف موازين شرع شناخته شد.
2- در تبصره 1 ماده 2 منظور از عبارت رانندگي ب1 چيست؟
3- در تبصره 3 ماده 2 عبارت مورد تأييد روشن شود تا اظهار نظر ممكن گردد.
4- در ماده 5 معرفي قاضي توسط رئيس حوزه قضايي، مغاير اصل 157 قانون اساسي شناخته شد.
5- ماده 13 از اين جهت كه درآمدهاي حاصله به خزانه واريز نمي‌شود، مغاير اصل 53 قانون اساسي شناخته شد.
6- در ماده 15 عبارت "ميزان آن را شوراهاي اسلامي شهرها تعيين مي‌كنند " مغاير اصل 100 قانون اساسي شناخته شد.
7- تبصره 2 ماده 15 مغاير اصل 52 قانون اساسي شناخته شد.
8- در تبصره 2 ماده 18 از اين جهت كه تعيين وظايف اختيارات شرايط عضويت تامين اعتبار، نحوه هزينه آن و حق الزحمه اعضاي امور تقنيني است و واگذاري آن به دستور العمل و تصويب هيات وزيران، مغاير اصل 85 قانون اساسي شناخته شد.
9- ماده 25 علاوه بر اينكه همان اشكال ماده 2 را دارد، تعيين وظايف و اختيارات ماموران توسط آئين نامه، مغاير اصل 85 قانون اساسي است.
10- در ماده 27 اطلاق عدم مسئوليت از راننده در مواردي كه امكان كنترل و جلوگيري از تصادف يا ايجاد خسارت مالي و بدني باشد، خلاف موازين شرع شناخته شد.
11- با توجه به نسخ قوانين و مقررات در موارد 34 و 35 و با عنايت به سياق عبارت تبصره ماده 29 كه موهم عدم الزام به ثبت رسمي معاملات مربوطه است و نظر به اينكه حسب مقررات متعدد درآمدهايي نظير حق الثبت و ماليات و عوارض و حقوق دولتي و عمومي براي اين امر پيش بيني و مخارجي نيز از اين محل در نظر گرفته شده است، از اين حيث كه آيا ثبت رسمي معاملات اتومبيل بايد صورت گيرد يا خير و بالنتيجه آيا درآمدها و حقوق مذكور وصول مي‌گردد يا نه؟ ابهام دارد، پس از رفع ابهام اظهار نظر خواهد شد.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8904260551